پژوهش های قرآنی
(١)
قرن چهارده، از منظر پژوهشهاى قرآنى - ترابی احمد
١ ص
(٢)
تحولات تفسیر نگارى در قرن چهارده - صدر سيد موسى
٢ ص
(٣)
بازتاب تفکر اصلاحى در تفاسیر جدید - هاشمى سيد حسين
٣ ص
(٤)
انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر - حيدرى على
٤ ص
(٥)
اصول تفسیر متون مقدس در فى ضلال القرآن - علوى نژاد سيد حيدر
٥ ص
(٦)
گرایش علمى در تفاسیر معاصر - حسينى سيد موسى
٦ ص
(٧)
شکوفایى تفسیر موضوعى در بستر قرن اخیر - سجادى سيد ابراهيم
٧ ص
(٨)
منابع و روشهاى تفسیر موضوعى در سده چهاردهم - ابوطالب محمدى
٨ ص
(٩)
ریشه یابى کاستیهاى تفسیر علمى در قرن معاصر - بهرامى محمد
٩ ص
(١٠)
نبایسته ها در تفاسیر یکصد ساله اخیر - فرجاد محمد
١٠ ص
(١١)
منزلت و کاربرد عقل در چهار تفسیر سده اخیر - عقيلی عليرضا
١١ ص
(١٢)
اوجها و فرودهاى تفسیر المنار - اسلامى هاشم
١٢ ص
(١٣)
اصول و مبانى تفسیر الفرقان - امين محمدرضا
١٣ ص
(١٤)
تفسیر المنیر در نگاه نقد و بررسى - رضايى کرمانى محمدعلى
١٤ ص
(١٥)
کتاب شناسى تفاسیر قرن چهاردهم - هاشم زاده محمدعلى
١٥ ص
(١٦)
خلاصه مقالات عربى -
١٦ ص
(١٧)
خلاصه مقالات انگلیسى
١٧ ص

پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - شکوفایى تفسیر موضوعى در بستر قرن اخیر - سجادى سيد ابراهيم

شکوفایى تفسیر موضوعى در بستر قرن اخیر
سجادى سيد ابراهيم

قرن ١٤ بستر رشد اندیشه هاى نوین و حرکتهاى جدید در روش و بینش دانشوران ومصلحان جوامع اسلامى است.
احساس شدید فرهیختگان وعالمان اسلامى نسبت به بایستگى دگردیسى فرهنگى و اجتماعى، و زدودن غبار رکود و عقب ماندگى علمى و عملى از چهره امّت اسلامى، فروزش فرخنده اى بود که نمودهاى آن بیش از هر دوره دیگر در قرن ١٤ آشکار گردید.
آنچه در پرتو این احساس شکل گرفت، در دو منظر درخور مطالعه است:
الف. دگرگونى در فهم دینى و تفسیر مفاهیم اخلاقى و اعتقادى
ب. دگرگونى در ساختار تنظیم و شیوه ارائه دریافتها و معارف دینى به جامعه.
حرکت نخست، محتوایى و زیربنایى بوده و حرکت دوّم، صورى و ساختارى و درخدمت شتاب بخشیدن به دگرگونى محتوایى و هموارساختن مسیر آن.
نگاه جدید و برداشت نو از معارف دینى ، خواه ناخواه نیازمند اتّخاذ زاویه اى جدید و شیوه اى نوین بود، چه این که روش ثابت و زاویه بسته نگاه، به طور معمول دستاوردهایى همسان و همانند را به همراه دارد. وآنان که نگران بسته ذهنى، وکم اندیشى، جزءنگرى، سطح پیمایى و فقر فهم دینى جامعه بودند، همپاى بررسى راههاى عملى براى گشودن آفاق گسترده پویایى و پیشرفت در برابر چشمان نگران نسل خویش، به جستار شیوه هایى پرداختند که پاسخ گوى این نیاز باشد.
پرهیز از جزءنگرى و ساده اندیشى، نگرشى جامع و چند بعدى را مى طلبد. این آرمانى بود که در گستردگى و فراگیرى تفسیر موضوعى مى توانست تحقق یابد.
بدین گونه تفسیر موضوعى بر شاخه هاى اندیشه پویندگى و اصلاح جویى و تکامل طلبى عالمان دین در قرن چهارده، جوانه زد و به ثمر نشست.
برخى براین باورند که نخستین نمودهاى این روش جدید در (الأزهر) شکل گرفت، ولى آنچه تردید ندارد این است که در مجموع محافل وجوامع پیشرو اسلامى، فصل رویش فرا رسیده بود و زمینه براى رشد نگرش همه سویه و سیستمى به دین ومعارف آسمانى قرآن، هموار مى شد واز این روى در یک فضاى فرهنگى، بلکه در فضاهاى مختلف، تفسیر موضوعى مورد توجه قرار گرفت و به رسمیّت شناخته شد.

 

دو مبنا در بنیاد تفسیر موضوعى
درمیان مفسرانى که به تفسیر موضوعى اهتمام ورزیده اند، دو مبنا دیده مى شود: گروهى از مفسران از آغاز در پى عناوین و سرفصلهایى هستند که در متن قرآن مطرح شده و بایستى با تلاش مفسر، آیات مرتبط با آن دریک سوره و یا درکلّ قرآن شناسایى شود ومورد سنجش قرار گیرد. براساس این باور تعریفى که از تفسیرموضوعى صورت مى گیرد این خواهد بود: ٢
(تفسیر موضوعى دانشى است که قضایاى قرآنى را که هدف یکسانى دارند، به بحث مى گیرد، از راه گردآورى آیات پراکنده و وابسته به آن قضایا و مطالعه آنها به گونه خاص و براساس شرایط معین، به قصد فهم معانى آیات و شناخت عناصر قضایا و پیوند بین آنها.) ٣
دسته دیگرى از مفسران تفسیر موضوعى، بر این باورند که موضوع محورى را مى توان از مسائل عینى و نیازهاى فکرى و اجتماعى، خارج از متن قرآن برگرفت و در پهنه آیات وحى به بررسى شناختها و پیامهاى قرآن، پرداخت:
(بررسى موضوعى عبارت است ازطرح مسأله اى ازمسائل اعتقادى، اجتماعى یا مسائل مربوط به هستى که در زندگى مطرح است وپرداختن به بررسى و ارزشیابى آن مسأله از دیدگاه قرآنى تا نقطه نظر و رهنمود قرآن در خصوص آن مسأله آشکار گردد.)
شهید صدر دو تعبیر در تعریف تفسیر موضوعى دارد که یکى ازآن دو، همسوست با مطلب مورد نظر. وى مى نویسد:
(نظرخواهى از قرآن، درباره یافته هاى بشرى، بیانى از تفسیر موضوعى است.) ٤
این دو نگرش، در مواردى هم با یکدیگر ناهمخوانى داشته اند، زیرا:
١. در بینش نخست، موضوعات قرآنى از قبل معین ومحدود است و مفسر هم موضوع را از قرآن مى گیرد وهم بررسى و ارزشیابى آن را در پرتو قرآن انجام مى دهد. ولى درنگاه دوم، قرآن ناظر بر مسائل فکرى زندگى است و براى هر مسأله اى رهنمودى دارد وبراین اساس، پا به پاى تجربه هاى بشرى به بازدهى و رهنمائیهایش ادامه مى دهد و مى تواند تا بى نهایت اظهار نظر کند. ٥
٢. گروه نخست مباحثى چون تفسیر قرآن به قرآن و بحث جامع درباره ناسخ و منسوخهاى قرآن و یا بررسى مجازات قرآن را تفسیر موضوعى مى داند. ٦ ولى گروه دوم این مباحث را پژوهشهاى تفسیر یا قرآنى مى شمارند، امّا نام تفسیر موضوعى بدان نمى دهند. ٧

 

پیشینه تفسیر موضوعى
هرچند تفسیر موضوعى در قرن چهارده به شکوفایى رسید و آوازه یافت، ولى مى توان ریشه هاى آن را در تفسیر معصومین(ع) ردیابى کرد.
پى جویى ریشه هاى این نگرش تفسیرى، مى تواند در اعتبار آن بیفزاید وبه آن پشتوانه شرعى و حجیّت ببخشد.
گروهى از قرآن پژوهان، با استفاده از مفهوم کلمه (مثانى) در آیه ٢٣ سوره زمر (الله نزل احسن الحدیث کتاباً متشابها مثانى) استفاده کرده اند که: مثانى صفت قرآن است، یعنى بعضى از آیات قرآن بر بعض دیگر نظاره گرند و پاره اى پاره دیگر را روشن مى کنند. ٨
بنابراین، تفسیر موضوعى که اساس آن بر جمع بین آیات و نتیجه گیرى ازآنهاست، تأیید قرآنى دارد. پیامبر(ص) مى فرماید:
(القرآن یفسر بعضه بعضاً.) ٩
پاره اى از قرآن، بخش دیگر آن را تفسیر مى کند.
حضرت على(ع) فرموده است:
(ینطق بعضه ببعض.) ١٠
بعضى از آیات قرآن، در پرتو برخى دیگر از آیات لب مى گشایند و سخن مى گویند.
پیامبر اکرم(ص) در کار تفسیر آیات، عملاً از نگرش موضوعى بهره جسته برخى آیات را در تبیین معناى برخى دیگر از آیات به کار گرفته است. ١١
چنانکه على(ع) نیز در ثابت کردن این واقعیت خارجى که ممکن است فرزندى شش ماهه تولد یابد، ازکنار هم نهادن آیات و تفسیرموضوعى بهره جسته است. ١٢
شهید صدر مى نویسد:
(شاید این پرسش مطرح شود که دست یافتن به دیدگاههاى زیربنایى و تئوریهاى اساسى قرآن چه ضرورتى دارد! در صورتى که مى بینیم خود پیامبر(ص) این دیدگاهها را به صورت یک سلسله تئوریهاى مشخص و کلى ابراز نکرده است.
حقیقت این است که پیامبر(ص) نظریات قرآن را ارائه مى داد، ولى از راه برابرساختن و عملى کردن آنها درمیدان زندگى. وهر مسلمانى که درآن فضا قرار مى گرفت، هرچند به گونه اجمال به آن نظریّات پى مى برد.) ١٣
دراین میان هستند کسانى که معتقدند براى نخستین بار عمروبن بحر جاحظ (م ٢٥٥هـ) با این روش قرآن را تفسیر کرد و عناوینى چون: ( العذاب فى القرآن)، (الملائکة فى القرآن) و… را به بحث گذاشت. ١٤ و بعضى هم عقیده دارند که نخستین مفسیر تفسیر موضوعى قتادة بن دعامه (م: ١١٨ هـ) است.
وبه طور کلى آنچه را که تحت عنوان تفسیر موضوعى در آثار قرآن پژوهان پیش از قرن چهارده نیز مى توان رد یابى کرد، در چهار نوع خلاصه مى شود:
١. تفسیر قرآن به قرآن که مفیدترین نوع تفسیر موضوعى است.
٢. تفسیر آیات الاحکام.
٣. تحقیقاتى که تحت عنوان (الاشباه والنّظائر فى القرآن) انجام یافته است، به گونه اى که یک واژه قرآنى در کلّ آیات، معنى شناسى مى شود. نخستین مفسرى که به این کار دست زد، مقاتل بن سلیمان (ت ١٥٠ هـ) است.
٤. جمع آورى آیات مربوط به یک موضوع ومطالعه آنها از قبیل آیات ناسخ و منسوخ و… ١٦
کارعملى تفسیر موضوعى، یکى از مباحث نظرى و تئوریهاى بنیادى آن، ثابت کردن تناسب در قرآن است که تئورى یک موضوع بودن قرآن و نیز یگانگى موضوع در سوره ها برآن استوار است و علماى قرن ١٤ نیز رابطه مستحکم بین تفسیر موضوعى و دانش تناسب را مورد تأکید قرار داده اند. ١٧
نخستین دانشمندى که از علم تناسب سخن گفت، شیخ ابوبکر نیشابورى (م ٣٢٤هـ) است وفخررازى.

 

زمینه هاى توجه به تفسیر موضوعى
به هرحال، درقرن ١٤ روش تفسیرى که صدها سال بدان توجه لازم نشده بود، مفسران را به خود خواند.
آنچه حوزه هاى تفسیرى را آماده ساخت که به این روش روى آورند، عوامل و زمینه هاى چندى است که به برخى از آنها، که اهمیت بیش ترى دارند، اشاره خواهیم داشت.
١. سبک ویژه قرآن در بیان تدریجى معارف
گروهى از مفسران وکارشناسان مباحث قرآنى براین نکته اصرار دارند که قرآن هر موضوعى را به گونه پراکنده و در سوره هاى گوناگون و درهرجا، بعدى از ابعاد آن موضوع را بیان کرده است وهر موضوعى تنها با جمع آورى وجمع بندى تمام آیات مربوط به آن، به گونه کامل، درخور شناخت است. ١٨ واین نگاه جامع وجمع بندى آیات در زمینه یک موضوع قرآنى، خود شکلى از تفسیرموضوعى است.
٢. رشد علوم بشرى
اگر چنین سبک تفسیرى درگذشته به گونه لازم رشد نیافته است، یکى از سببهاى آن نبود تخصصهاى لازم براى شکافتن مسائل علمى واجتماعى قرآن است… وبا فراهم شدن این مهارتها، کار تفسیرموضوعى رونق گرفت وحقایقى از قرآن به دست آمد که بر ذهن متفکران پیشین (به دلیل دراختیار نداشتن راههاى جدید) نگذشته بود.
٣. تلاش براى نمایاندن دیدگاههاى علمى ـ اجتماعى اسلام
برخى محققان مسأله روآورى به تفسیر موضوعى را نتیجه اهتمام مصلحان به رویارویى با فرهنگ مهاجم استعمار دانسته ومى گویند:
(این تهاجم دانشمندان دینى را بر آن داشت که دیدگاههاى علمى واجتماعى اسلام را درمتون دینى به مطالعه گرفته و مسأله همخوانى دیدگاههاى قرآن را با تمدّن وعلم، به اثبات رسانند و رهنمودها و دیدگاههاى اسلامى ـ قرآنى را براى حلّ مشکلات زندگى در عصر حاضر، آشکار سازند.) ٢٠
٤. ردّ اتّهام مستشرقان
گروهى از خاورشناسان قرآن را دربردارنده مطالب پراکنده و بدون یگانگى در موضوع و نظم و پیوند دانسته اند. ٢١ در برابر چنین اتهامى دانشمندان مسلمان در صدد برآمدند که تفسیر قرآن را به گونه موضوعى مورد بررسى قرار دهند. ٢٢
٥. پیشرفت تکنیک و امکانات تحقیق
برآورده ساختن پیش نیازهاى علمى و مطالعات تفسیرموضوعى نیاز به معجمهاى دقیق و جامعى دارد که بتوان هرآیه را به آسانى در ارتباط با آیات دیگر مورد مطالعه قرار داد واین ابزار و زمینه ها در قرون اخیر بیش از گذشته فراهم آمده بود. ٢٣

 

سه تصویر از پیوستگى مفاهیم قرآنى
اندیشه نظام دار بودن معارف قرآن، یکى از پایه هاى قدیم تحقیق موضوعى در تفسیر را شکل داده است. هنگامى که مجموعه آراى قرآن پژوهان را در زمینه پیوستگى معارف قرآن مورد مطالعه قرار دهیم، سه نظریه اصلى رخ مى نماید که هریک در درون، آراى بسیارى راجاى داده است.
سه نظریه اصلى عبارتند از:
١. نظریه ارتباط سیستمى مفاهیم قرآن.
٢. نظریه یگانگى موضوعى هر سوره.
٣. ارتباط و همسویى بیانهاى گسسته قرآن درباره یک موضوع.

 

دیدگاه نخست
این باور که مجموع معارف قرآن، داراى ساختار منسجم و ارتباط و نظم منطقى است، دقتها و ژرفکاویهایى را سبب گردیده که در سه دیدگاه خلاصه مى شود:

 

الف. بیان اجمالى سرفصلها
بعضى کوشیده اند که سرفصلهاى اصلى موضوعات معارف قرآن را معرفى کنند. و با اشاره به این که تمام مباحث قرآن، جزء زیر مجموعه این فصلها قرار مى گیرند و نیز به دلیل پیوند منطقى که بین این عنوانها وجود دارد، کل قرآن، داراى یک واحد سازمان یافته است.
علامه طباطبائى مى نویسد:
(قرآن با وجود این که گستردگى معرفتى شگفت انگیزى دارد، بازگشت همه معارف و پیامهاى فراوان و گونه گون آن از اخلاق گرفته تا احکام، عبادات، معاملات، مسائل سیاسى واجتماعى، وعد و وعید، قصه ها واندرزها، همه وهمه به چند اصل است که عبارتند از:
توحید، نبوت، معاد و شاخه هاى آنها و آنچه به هدایت بندگان و اصلاح دنیا وآخرت آنان نظر دارد.) ٢٤
هم ایشان درباره چگونگى پیوستگى توحید با اخلاق وکردار از نگاه قرآن مى نویسد:
(توحید درمقام اعتقاد مثلاً، به صورت اثبات اسماء و صفات حسناى الهى و اعتقاد داشتن به آنها درمى آید و درمقام اخلاق، آدمى را متخلق به اخلاق شایسته اى چون: رضا، تسلیم، شجاعت، عفت، سخاوت و… و پاک شده از صفات پست مى سازد و درمرحله عمل، وادار به اعمال صالح و پرهیز از حرامهاى الهى مى کند.) ٢٥
محمد عبده مطالب محورى و اصولى معارف قرآن را به امور زیر خلاصه مى کند:
١. توحید.
٢. بشارت به یکتاپرستان وهشدار به مخالفان آنان.
٣. عبادت که سبب زنده شدن و استوارى توحید در دلهاست.
٤. بیان راهى که منتهى به نعمتهاى دنیوى و اخروى مى شود وچگونگى پیمودن آن.
٥. داستانهاى مربوط به موافقان ومخالفان دین خدا به قصد اندرز و شناساندن سنتهاى الهى درمورد بشر. ٢٦
برخى محققان بر این باورند:
(قرآن براى این جهان، آغاز و انجامى قائل است و تعیین مسیرى، که ازآنها به توحید، معاد و رسالت تعبیر شده است وتمام معارف دین به همین سه بخش بر مى گردد.) ٢٧
و گروهى براین باورند که مباحث قرآن به چهار دسته تقسیم مى شود:
١. توحید که غرض اساسى در قرآن را تشکیل مى دهد.
٢. قصص و سرگذشت امّتها و پیامبران… به منظور آشکار شدن عظمت و قدرت الهى.
٣. تشریع قوانین فردى واجتماعى به قصد سامان دادن زندگى دنیوى انسانها و تضمین مصالح آنان.
٤. نظام اخلاقى قرآن که از دستاوردهاى ایمان است و ضامن اجراى تشریع به شمار مى آید. ٢٨
رشید رضا، وارد شرح بیش ترى شده است و هدفهاى ده گانه اى را براى معارف قرآن برشمرده است:
١. پایه هاى دین (ایمان به خدا ومعاد وعمل صالح).
٢. پیامبر و وظائف پیامبرى.
٣. ویژگیهاى اسلام.
٤. اصلاح اجتماعى و سیاسى براساس مبانى ویژه.
٥. تکلیفها و وظیفه هاى فردى.
٦. نظام سیاسى اسلام.
٧. رهنمودها و نظام اقتصادى.
٨. جنگ وجهاد.
٩. حقوق انسانى، دینى و اجتماعى زن.
١٠. مبارزه با نظام برده دارى. ٢٩
از متفکران معاصر امامى، استاد مصباح یزدى مجموع داده هاى معرفتى قرآن را عبارت مى داند از: خداشناسى، جهان شناسى، انسان شناسى، راه شناسى، راهنما شناسى، انسان سازى، برنامه هاى عبادى، احکام فردى و احکام اجتماعى که هرکدام با دیگرى پیوند منطقى دارد ومحور دراین مجموعه مباحث خدا شناسى است.٣٠
درمیان محققان غیر مسلمان، مستشرق فرانسوى (ژول لابوم) نظرى درخور مطالعه دارد. وى تمام آیات قرآن را به هجده فصل تفسیم کرده و براى هر فصل فرعهایى برشمرده که مجموع آنها به ٣٥٠ فرع مى رسد. سرفصلهاى قرآن از نظر او عبارتند از:
تاریخ، محمد، تبلیغ، بنى اسرائیل، تورات، نصرانیها، ماوراء الطبیعة، توحید، قرآن، دین، عقائد، عبادات، شریعت، نظام اجتماعى، علوم و فنون، تجارت، تهذیب اخلاق و رستگارى. ٣١
هدف محققانى که دیدگاههاى آنان مورد مطالعه قرار گرفت دو چیز است: شناسایى مباحث کلیدى و کشف پیوند بین آنها که هر دو هدف در راستاى یگانگى مطالب و نظام دارى معارف قرآن است.

 

ب. یگانگى مفهومى سوره ها درمجموع سوره بقره
این دریافت، از پیوستگى مطالب قرآن، در کلام مفسران پیشین زمینه مطالعه ندارد و در میان مفسران قرن ١٤، صاحب المنار، به یادآورى کوتاهى دراین باره آن هم در مورد بعضى سوره ها بسنده کرده است . ٣٢
مفسرى که به عنوان نخستین طراح این تصویر شناخته شده (سعید حوّى) است که اثرش را به نام (الاساس فى التّفسیر) در ١١ مجلد و ٦٧٩٩ صفحه، در سال ١٣٩٨ آماده کرده و در ١٤٠٥ به زیور چاپ آراست. نام برده سوره حمد را مقدمه قرآن مى داند ٣٣ و سوره بقره را واحدى مى شمارد که ازیک مقدمه، سه بخش ویک خاتمه تشکیل شده ٣٤ وتمام موضوعات قرآنى را درخود دارد و دیگر سوره هاى قرآن، هرکدام موضوعى را که جزء مضامین سوره بقره است به بحث مى گیرد وممکن است یک محور چندین بار درکلّ قرآن به هدف خاصى، تکرار شود. وى در نتیجه گیرى نهایى مى نویسد: سوره بقره ٢٤ بار درقرآن توضیح داده شده است. ٣٥
مثلاً پنج آیه اول سوره بقره در باره تقوا سخن مى گوید و سوره آل عمران همین موضوع را شرح مى دهد. ٣٦
سوره مائده، فسق و آثار آن را شرح مى دهد که مضمون آیه ٢٦ و ٢٧ سوره بقره را تشکیل مى دهد. ٣٧
سوره انعام موضوعش احتجاج با کافران درباره عبودیت خلق به درگاه خداوند است که درآیه ٢٨ و ٢٩ سوره بقره بدان اشاره شده است. ٣٨
موضوع سوره اعراف، هدایت است که مضمون آیه ٣٨ بقره است. ٣٩
سوره انفال و توبه درباره جنگ وجهاد سخن مى گوید که محتواى آیات ٢١٦ و ٢١٧ و ٢١٨ سوره بقره را تشکیل مى دهد. ٤٠
سوره یونس، تردید ناپذیرى قرآن را موضوع خود مى شناسد که در نخستین آیه سوره بقره تذکر داده شده است. ٤١
موضوع سوره یوسف نزول قرآن از سوى خداوند است که آیات ٢١ ـ ٢٥ سوره بقره، از آن سخن مى گوید. ٤٢ و…
سوره کهف، شرح دیگرى است بر مسائل مربوط به متقین، منافقین وکافران که در مقدمه سوره بقره درباره آن سخن رفته است. ٤٣
سوره هاى کوچک قرآن نیز هرکدام ناظر به موضوعى ازموضوعات سوره بقره است؛ مثلاً موضوع دو سوره (فلق) و (ناس) استعاذه است و ارتباط دارد با آیات ٣٠ ـ ٣٨ سوره بقره که داستان آدم واغواى شیطان درآنها به بحث گذاشته شده است. ٤٤
دیدگاه سعید حوّى با این که سالهاست دراختیار مفسّران وپژوهشگران قرار گرفته است، ولى گویا هنوز ارزشیابى واظهار نظر جدّى درباره آن صورت نگرفته است.

 

ج. پیوستگى معارف قرآن بر اساس معنا شناسى
این نظریه، سومین تصویرى است که از سیستم معارف قرآن، ارائه شده. این تصویر، مبتنى بر دانش معنا شناسى است ٤٥ که دانشمند ژاپنى (توشیهیکو ایزوتسو) آن را طرح کرده است. نام برده، گرچه هدف اصلى خود را دراین تحقیق، ارائه جهان بینى وجهان شناسى قرآنى از راه مطالعه کلمات کلیدى قرآن، مى داند، ٤٦ ولى در ضمن کار تحقیق به پیوند میان مفاهیم واژه هاى کلیدى قرآن، اشاره کرده و مى نویسد:
(ممکن است کسى چنان بیندیشد که هر کارى که باید صورت بگیرد، عبارت ازآن است که ازکلّ قرآن، همه کلمات مهمى که به تصورات ومفاهیم مهمى چون اللّه، اسلام، نبى، امام وکافر و… ارتباط دارد، جدا کنند ومعناى قرآنى هریک ازاین کلمات را، مورد تحقیق وملاحظه قرار دهند، ولى این کار در واقع، چندان ساده نیست؛ چه این که این کلمات یا مفاهیم درقرآن، هریک تنها و جداى از کلمات دیگر به کار نرفته، بلکه ارتباطى تنگاتنگ با یکدیگر دارند ومعنى محسوس و ملموس خود را دقیقاً از مجموع دستگاه ارتباطات متقابل، به دست مى دهند. به عبارت دیگر، این کلمات میان خود گروههاى گوناگون بزرگ وکوچک مى سازند که این گروهها نیز بار دیگر از راههاى مختلف با هم پیوند، پیدا مى کنند و سرانجام یک کل نظام مند و سامان دار و یک شبکه بسیار پیچیده را شکل مى دهند. آنچه در حقیقت براى منظور خاص ما اهمیت دارد همین نوع نظام و دستگاه تصورى است که بیش از مفاهیم و تصورات منفرد وجدا از یکدیگر، در قرآن به کار مى رود.) ٤٧
مؤلف در فصل اول کتاب خود، به تشریح پیوند بین واژه هاى کلیدى قرآن مى پردازد و بر سه واژه (کلید) ، (کانون) و (میدان معنا شناسى) تکیه فراوان دارد.
به عقیده وى، واژه هاى کلیدى قرآن مجموعه هاى بسیارى را تشکیل مى دهند که آن مجموعه ها میدانهاى معنى شناسى قرآن هستند ودر هر میدانى یک کانون ومرکز وجود دارد که دیگر کلمات کلیدى آن میدان را پیرامون خود نگه مى دارد؛ مثلاً:
ایمان، اللّه، تصدیق، اسلام، شکر، تکذیب، عصیان، کفر و… یک میدان معنى شناسى را تشکیل مى دهند ودرآن ایمان به عنوان کانون مطرح است و واژگان: کفر، اللّه، شرک، عصیان، تکذیب، استکبار، ظلم، ضلال وفسق، میدان دیگرى را شکل مى دهند وکانون، کلمه کفر است و واژه هاى: صراط مستقیم، تیه، ضلال، غوایه، عوج، رشاد، اهتداء وهدا، میدان سومى را تشکیل مى دهند ومرکزیت آن را واژه صراط، بر عهده دارد.
بدین ترتیب، کفر، درمیدان دوم، کانون است و درمیدان اول واژه، معمولى است و واژه هاى: تکذیب، عصیان، اللّه و کفر از اعضاى مشترک کانون اول و دوم به شمار مى آیند وکلمه ضلال کانون دوم را با سوم پیوند مى دهد. ٤٨
ایزوتسو تئورى خود را با نگرشها و استدلالهاى دلپذیر و حوصله درخور تحسینى پى گرفته است و در یک جمله، تحقیقى که ارائه داده از استحکام درخور توجهى برخوردار است.

 

نظریه یگانگى موضوعى هر سوره
دومین تصویرى که از معارف قرآن در قرن ١٤ ارائه شده، یگانگى موضوع در سوره هاى قرآن است.
البته این که دیدگاه یادشده به قرن ١٤ مربوط باشد، چندان قطعى نیست و بعضى براین باورند که نخستین بار این تفکر به وسیله (ابن قیّم جوزیه) مطرح گردیده ٤٩ و بعضى فخر رازى را نخستین منادى این باور مى شناسد. ٥٠ شاطبى ٥١ و بقاعى ٥٢ نیز درباره یگانگى موضوعى سوره هاى قرآن سخن گفته اند.
به هرحال در قرن ١٤ مفسران توانمندى چون علامه طباطبائى، ٥٣ محمد عبده، ٥٤ سعید حوّى، سید قطب ٥٥، ودانشمندانى چون عبداللّه دراز، ٥٦ محمد عبداللّه شحاته، محمد البهى، محمود شلتوت، یگانگى موضوعى سوره ها را به شکلى پذیرفته اند و در عمل هم به تفسیر سوره ها براساس این باور پرداخته اند. مثلاً شلتوت در (الى القرآن الکریم) هدفهاى هر سوره را مورد توجه قرار داده و به تصویر کشیده است. عبداللّه محمود شحاته در (اهداف کلّ سورة ومقاصدها) اساس نوشته خود را همین موضوع قرار داده است. محمد باقر حجّتى درکتاب (درآمدى به تحقیق دراهداف ومقاصد سوره هاى قرآن) سعى بایسته اى دراین میدان به کار بسته است.
محمد بهى ٢٤ سوره قرآن را تحت عنوان (التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم) مورد تحقیق قرار داده است.
با این همه، اندیشه پیوند مفاهیم قرآنى هر سوره هنوز به صورت کامل وهمه جانبه بر کرسى عمل ننشسته است وهنوز طرفداران این تفکر درکشف موضوع هر سوره در تلاشند وآراى آنان هنوز سامان نهایى نیافته است؛ چه این که درمورد سوره نساء، سعید حوّى تأکید دارد که موضوع اصلى آن (تقوا) است، ٥٧ ولى محمد بهى و سید قطب مى گویند موضوع آن جامعه است که شامل خانواده نیز مى شود و دراین سوره ازعوامل استحکام، خطرات داخلى و تهدیدهاى خارجى که ساختمان به هم پیوسته جامعه را تهدید مى کند، سخن رفته است.٥٨
نمونه دیگر اختلاف نظر طرفداران این تفکر، درباره موضوع سوره بقره است که به گونه هاى مختلف به تصویر کشیده اند:
نویسنده (النبأ العظیم) درباره سوره بقره این باور را دارد که این سوره ازیک مقدمه و چهار مقصد ویک خاتمه تشکیل شده است:
مقدمه، شأن هدایتى قرآن را بحث مى کند.
مقصد اوّل: عموم مردم را به اسلام فرا مى خواند.
مقصد دوّم: عهده دار دعوت از اهل کتاب به اسلام است.
مقصد سوّم: به شرح قوانینى از اسلام مى پردازد.
مقصد چهارم: از انگیزه پاى بندى دینداران به دستورات دینى سخن گفته است.
خاتمه درمقام بیان و معرفى کسانى است که دین را پذیرفته اند. ٥٩
علامه طباطبائى درباره موضوع سوره بقره، اظهار داشته است:
(پذیرش بندگى خداوند، مقتضى این است که مؤمن به کلام او که به وسیله انبیاء ابلاغ مى گردد، ایمان داشته و بین پیامبران فرق قائل نشود.)٦٠
سعید حوّى مى نویسد:
سوره بقره دربردارنده یک مقدمه، سه قسمت و یک خاتمه است. درمقدمه که ٢٠آیه اوّل سوره را دربرمى گیرد، سه گروه از مردم؛ یعنى متقیان، کافران و منافقان، سخن به میان آمده است:
در قسمت اول؛ یعنى ازآیه ٢١ تا ١٦٧، محور بحث، دعوت مردم به تقواست.
در قسمت دوم که ازآیه ١٦٨ شروع و با آیه ٢٠٧ پایان مى گیرد، تقوا، شرطها وارکان آن، مورد بحث است.
قسمت سوم یعنى آیات ٢٠٨ ـ ٢٨٤ ، عهده دار بیان قوانین اسلامى است.
خاتمه که از دوآیه آخر سوره تشکیل یافته، فشرده اى ازتمام مطالب سوره است. ٦١
بنابراین، تعیین موضوع محورى هر سوره، هنوز نیازمند تحقیق و بررسى است وهنوز هستند کسانى که در اصل این دیدگاه تردید دارند ٦٢ و یا مانند امین الخولى و عفت شرقاوى منکر آن هستند. ٦٣

 

ارتباط وهمسویى بیانهاى گسسته قرآن درباره یک موضوع
سومین دریافت، از پیوستگى معارف قرآنى که به عنوان واقعیتى تردید ناپذیر، درمحافل پژوهشى شناخته شده است، یگانگى مطالب وابسته به یک موضوع است. چنانکه پیداست سبک بیانى قرآن به گونه اى است که یک موضوع بارها و بارها به صورت گسسته در سوره هاى مختلف و به مناسبتهاى گوناگون و از زاویه هاى متفاوت مورد بررسى قرار گرفته است.به شکلى که در نگاه سطحى، ممکن است ارتباطى میان آنها دیده نشود، در حالى که این بیانهاى گسسته درباره یک موضوع، نه تنها با یکدیگر پیوند استوار دارند که کامل کننده و روشن گر هم نیز هستند.
واین پژوهشگر توان مند است که مى تواند به آسانى ازاین اجزاى به ظاهر دور افتاده، واحدهاى سازمان یافته را به نمایش بگذارد.
مفسران مسلمان، بلکه محققان غیر مسلمان نیز، محتواى قرآن را مطالب تجزیه شده و در عین حال منسجم و پیوسته اى یافته اند که نیاز، به جستن و کنار هم نهادن جدید دارد.
(بوکاى) از قرآن پژوهان غیرمسلمان مى نویسد:
(دیدگاه قرآن را در هر زمینه، بایستى با یافتن وجمع آورى آیات مربوط آن، از سراسر قرآن بازیافت) ٦٤
مستشرقان، از سال ١٨٣٧ م به کار تفسیر موضوعى قرآن علاقه نشان داده اند و مستشرق هلندى (فت) تحقیقى را در پنج قسمت، تحت عنوان: (محمد والقرآن) در مجله هلندى (والدلیل) در سال ١٨٤٥ م به چاپ رسانده است. ٦٥

 

گستردگى موضوعات قرآنى در نگاه مفسران قرن ١٤
شگفتى محققان حوزه معارف قرآنى در قرن ١٤ تنها بدین دلیل نبود که مطالب قرآن را در قالب موضوعهاى بسیارى به صورت نامرئى سازمان یافته مى دیدند، بلکه درکنار آن جامع بودن و چشم اندازهاى گسترده موضوعهاى قرآنى نیز برایشان اعجازآمیز مى نمود.
افزون بر محققان مسلمان، پژوهشگرانى چون (بوکاى) اعتراف کرده اند: خدشه ناپذیرترین دیدگاههاى علمى، دیدگاههاى قرآن است و این کتاب آسمانى درباره آفرینش ستارگان، زمین، طبقه حیوان، طبقه گیاهان و توالد انسانها، مسائلى را مطرح کرده است که اثرى ازخطا درآنها دیده نمى شود. ٦٦
دانشمندان دراین قرن دریافتند که قرآن در شاخه هاى گوناگون دانش طبیعى دیدگاههایى دارد و در زمینه هاى مختلف علوم انسانى، روان شناسى، قانون گذارى، جامعه شناسى، عقائد، اقتصاد، نظام تربیتى و… سخن نهایى را مى گوید. ٦٧
بدین ترتیب، جامع بودن قرآن به معنى بالا پذیرفته شد، ٦٨ منتهى با افزودن این مطلب:
(اگر قرآن از پدیده جوّى ومسائل زیستى وحیاتى سخن مى گوید، با نگاه یک دانشمند زیست شناس تفاوت دارد و قرآن از همه اینها مى خواهد نتیجه توحیدى ومعنوى به بشر ارائه دهد.) ٦٩
مفسران با چنین چشم داشتى از قرآن، به کار تفسیر موضوعى همّت گماشتند و با این اعتقاد به تحقیق درموضوعات مختلف علوم انسانى و طبیعى پرداختند، چنانکه با همین ایده کتاب (دستور الاخلاق فى القرآن)، (من علم الطب القرآنى)، (روان شناسى در قرآن) ، (باد و باران در قرآن) ، (عدالت اجتماعى در اسلام) و دهها کتاب دیگر به رشته تحریر درآمد و صدها موضوع علمى از دیدگاه قرآن، مورد مطالعه و بررسى قرار گرفت.

 

شرایط تفسیر موضوعى
مفسران و قرآن پژوهان قرن ١٤ افزون بر شرایط عامى که براى کار تفسیر قرآن لازم دانسته اند، شرایط خاصى را نیز درخصوص تفسیرموضوعى مورد تأکید قرار داده اند.

 

شرایط عام تفسیر
از آن جا که که شرح این شرایط، نوشته را ازموضوع اصلى تحقیق باز مى دارد، به بیان فهرست این شرایط بسنده مى شود.
١. پاکى روح و آمادگى و شوق معنوى براى درک معارف وحى. ٧٠
٢. آگاهى از قواعد دستورى و مبانى لغوى و ظرایف ادبى و بیانى زبان عرب. ٧١
٣. آشنایى با تاریخ اسلام واسباب نزول. ٧٢
٤. آشنایى با تفسیر و آراى مفسران .٧٣
٥. آشنایى با روایات و سنّت پیامبر(ص) واهل بیت(ع) و در ارتباط دانستن آنها با آیات قرآن. ٧٤
٦. توجه به سیاق ویژه و تناسب وجایگاه آیه، نسبت با آیات پیش و پس از آن. ٧٥

 

* نگاه سیستمى به مفاهیم قرآن، شرط تفسیر موضوعى
شناخت سیاق عام و توجه به پیوند سیستمى یک آیه با آیه هاى دیگر قرآن در همان موضوع و نیز موضوعات همسو وهمانند، از شرایط ویژه تفسیرموضوعى است، تا آن جا که مى توان گفت:
نگاه به کلّ قرآن، یکى ازاصول بنیادین مفسران موضوعى در عصر جدید است. ٧٦
محمد عبده دراین باره مى نویسد:
(گفته شده است که برخى آیات قرآن، برخى دیگر را تفسیر مى کند و بهترین نشانه بر حق بودن معنى لفظ، همخوانى آن با سیاق سخن و سازگارى آن با هدف قرآن، است.) ٧٧
استاد ناصر مکارم اظهار مى دارد:
(همه اجزاى هستى یک واحد به هم پیوسته را تشکیل مى دهد وطرز مطالعه صحیح آنها این است که همه را در ارتباط با هم مورد بررسى قرار دهیم.
درکتاب تدوین؛ یعنى قرآن مجید، نیز مطلب همین گونه است و روابط دقیق و ظریفى درمیان تمام موضوعات قرآنى وجود دارد وباید آنها را در ارتباط با یکدیگر مورد تفسیر قرار داد.) ٧٨
استاد جوادى آملى مى نویسد:
(سراسر قرآن مثانى است؛ یعنى به هم منعطفند وگرایش دارند و یکدیگر را روشن مى کنند، به یکدیگر تکیه مى کنند و به یکدیگر پناهنده مى شوند واین نشانه انجام کامل قرآن است.) ٧٩
علامه طباطبایى، ٨٠ استاد جوادى آملى ٨١ و عدنان شریف٨٢ ریشه این بینش را درخود قرآن جسته اند، آن جا که فرموده است.
(اللّه نزل أحسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانى تقشعر منه جلود الذین یخشون ربّهم)
زمر / ٢٣
زیرا صفت مثانى براى قرآن بدین معنى است که رابطه بین آیات آن، از گونه رابطه و نظارت متقابل است.
علامه طباطبایى مى نویسد:
(این از شگفتیهاى قرآن است که آیه اى از آیات آن، امکان ندارد که به تنهایى به مطلبى راهنمایى نکند و معنایى را نتیجه ندهد. هرگاه آیه اى ضمیمه آیه مناسبى شود، حقیقتى از حقایق تازه را ارائه مى دهد وآن گاه آیه سوم آن حقیقت (کشف شده) را، مورد تصدیق وگواهى قرار مى دهد. این، از شؤون قرآن و ویژگیهاى آن است… این راهى است که کسى آن را فرا روى خود قرار نمى دهد. اگر مفسران این راه را مى پیمودند، امروز چشمه سارهاى زلال قرآن و گنجینه هاى عظیم آن بیش از گذشته وآنچه اکنون هست، در دسترس ما قرار مى گرفت.) ٨٣
براین اساس نگریستن همراه با تفکر در همه قرآن براى پژوهشگران موضوعى از اهمیت ویژه اى برخوردار است و نادیده گرفتن و یا کم بها دادن به سیاق عام، ارزش کار آنان را به شدّت مى کاهد.

 

* موضوع شناسى علمى، دومین شرط تفسیر موضوعى
درنگاه شهید صدر، حرکت تفسیرى، در بررسیهاى موضوعى قرآن از متن زندگى بشر و واقعیتهاى فکرى موجود درآن، آغاز مى شود و نه با انتخاب موضوعى از قرآن و آیات وابسته به آن:
(تفسیرموضوعى کار خود را با آشنایى و فراگیرى محصول تجربه فکرى بشر و دریافت افکار و محتواى آن آغاز مى کند و آن گاه به سراغ قرآن مى رود. البته نه با این تصمیم که تجربه بشرى بر قرآن تحمیل شود، یا انگیزه هاى تسلیم وکرنش قرآن در برابر دانشهاى بشرى فراهم آید! بلکه هدف این است که تجربه بشرى با مطالب قرآن در یک بستر پژوهشى قرار گیرد، تا نظر قرآن به گونه روشن در برابر موضوع مورد تجربه انسان آشکار گردد.) ٨٤
(رسالت تفسیر موضوعى درهر مرحله و درهر عصرى این است که تمام میراث فرهنگى بشرى و افکار و مقوله هایى که خود مفسر فرا گرفته است، با خود داشته و در پیشگاه قرآن قرار دهد تا قرآن درباره مجموعه این دست آوردهاى بشرى داورى کند.) ٨٥
بدین ترتیب، قرآن مرجع است و درباره تجربه بشرى نظر مى دهد و پا به پاى افزایش تجربیات بشرى تا بى نهایت ابراز نظر قرآن نیز تا بى نهایت، تداوم پیدا مى کند. و براساس تجربه انسانى، غنا، بارورى وفهم صحیح قرآن میسر مى گردد.) ٨٦
گروهى دیگر از مفسران نخواسته اند تا بدین پایه موضوع شناسى علمى و آشنایى با علوم بشرى و تجربى را درفهم قرآن دخالت دهند، ولى به ارزش آن تصریح کرده و نوشته اند:
(لیکن این معنا (غناى محتوایى قرآن و بى نیازى آن از غیر) مستلزم آن نیست که انسان با قرآن برخورد جاهلانه نماید و آنچه از علوم ومعارف که اندوخته است، آنها را ندیده بگیرد و همانند یک فرد بسیط تحصیل نکرده در حضور این کتاب الهى قرار گیرد، زیرا بین تحمیل و بین تحمّل نمودن فرق است… هرچه انسان درمدرسه جهان آفرینش از آیات کتاب تکوینى خداوند، بهره مى برد وآگاهى مى یابد، قدرت تحمّل او نسبت به آیات کتاب تدوین افزون تر مى شود.) ٨٧
درمیان دانشوران اهل سنت کسانى چون نویسنده (منهجیة البحث فى التّفسیر الموضوعى للقرآن الکریم)٨٨ و نویسنده (دستور الاخلاق فى القرآن) به این دیدگاه گرایش پیدا کرده اند.٨٩

 

* دخالت ندادن ذهنیّتها، سوّمین شرط تفسیر موضوعى
همه کسانى که صادقانه در صدد راهیابى به دیدگاه قرآن، در زمینه هاى عقیدتى، اجتماعى، علمى بوده وهستند، ازکجرویها و نگرشهاى متعصبانه و پیشداوریها شکایت داشته اند. براین اساس، زدایش علاقه ها و دلبستگیهاى تصورى را براى مفسران موضوعى، ضرورى شمرده اند تا دستاوردهاى آنان به غبار تفسیر به رأى و گرایشهاى مذهبى، فلسفى، اجتماعى، دلبستگى به مکتبهاى بشرى، دانش طبیعى وایده وآرمانهاى مقطعى آلایش نیابد.٩٠

 

* بهره گیرى صحیح از روایات اهل بیت(ع) در تفسیر موضوعى
تلاش براى دریافت معارف موضوعى از قرآن، همپاى همه آثار ارزشمند و افقهاى روشن، گذرگاههاى خطر خیزى نیزدارد که ازآن جمله فرو غلتیدن در تفسیر به رأى بود که یاد کردیم واز آن دست، بیگانه ماندن ازمعارف ناب اهل بیت است که اکنون بدان اشاره داریم.
بررسى و کندوکاو در متن آیات و سوره هاى قرآن و دریافت نکته هاى جدید و پرجاذبه از آیات، ممکن است این پندار را پدید آورد که نیازى به درنگ در سنّت، روایات پیامبر واهل بیت نیست! ولى حقّ این است که حتى مشروع بودن این حرکت تفسیرى را ما باید از مفسران واقعى آن که پیامبر و عترت اویند، فرا گیریم. چنانکه گروهى از دانشوران بدین نکته تصریح کرده و برابرى و هماهنگى دریافتهاى تفسیرى موضوعى را بامعارف اهل بیت، لازم و مایه اطمینان شمرده اند. ٩١

 

پی نوشت ها

١. مصطفى مسلم، مباحث التفسیر الموضوعى (دمشق، دارالقلم، ١٤١٠) / ١٧.
٢. ازاین گونه است تعریفهایى که در کتابهاى زیر آمده است:
مصطفى مسلم، مباحث التفسیر الموضوعى / ١٦؛ مکارم شیرازى (پیام قرآن، مدرسه أمیرالمؤمنین، ١٣٦٧) ١/ ٢٠؛ بیومى، محمد رجب، التفسیر القرآنى (مصر، المؤسسة العربیة الحدیثة) / ٩١؛ رومى، محمد بن عبدالرحمن، بحوث فى اصول التفسیر ومناهجه (مکتبة التوبة ، ١٤١٣) / ٦٢.
٣. زاهر عواض، دراسات فى التفسیر الموضوعى /٧ به نقل از: مباحث فى التفسیر الموضوعى / ١٦.
٤. مصطفى مسلم، مباحث فى التفسیر الموضوعى / ١٦ و ١٧؛ صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیّة / ١٧.
٥. صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیة /٢٣.
٦. مصطفى مسلم، مباحث فى التفسیر الموضوعى/ ١٨؛ رومى، محمد بن عبدالرحمان، بحوث فى اصول التفسیر و مناهجه / ٦٥ و ٦٧.
٧. صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیة / ١٧.
٨. جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن مجید (مرکز فرهنگى رجاء، ٣٦٥ ) ١/ ١٥.
٩. شهرستانى، سید هبة الدین، تنزیه التنزیل، به نقل از : خرمشاهى، بهاء الدین، قرآن پژوهى (نشر مشرق، تهران) / ٣٢٣.
١٠. نهج البلاغه، خطبه ١٣٣.
١١. صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیة / ٣٠.
١٢. العمرى، احمد جمال، دراسات فى التفسیر الموضوعى للقصص القرآنى (مصر، مکتبة الخانجى، ١٤٠٦) / ٥٠.
١٣. صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیة / ٣٤.
١٤. دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم (عمان، دارالبشیر، ١٤١٦) / ١٧ ـ ١٨.
١٥. همان/ ١٩.
١٦. رومى، محمد بن عبدالرحمان، بحوث فى اصول التفسیر و مناهجه / ٦٢.
١٧. دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیة البحث فى التّفسیر الموضوعى للقرآن الکریم / ١٠٦؛ رومى، محمد بن عبدالرحمان، مباحث فى التفسیر الموضوعى / ٥٧.
١٨. جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ١/ ٣٦؛ ناصر مکارم، پیام قرآن، ١/ ٢٢؛ بوکاى، مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن وعلم، ترجمه دبیر، (دفتر نشر فرهنگ اسلامى)/ ٢٦٩؛ سبحانى، مفاهیم القرآن؛ شرقاوى، عفت، قضایا انسانیة فى اعمال المفسرین (دارالنهضة العربیة، بیروت، ١٩٨٠) / ٧.
١٩. دغامین، زیاد خلیل محمّد، منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم / ١٩؛ سبحانى، جعفر، مفاهیم القرآن (قم، انتشارات توحید، ١٤٠٤) ١/ ١٦.
٢٠. شرقاوى، عفت، قضایا انسانیة فى اعمال المفسرین (بیروت، دارالنهضة، ١٩٨٠) ٨١/ ٨٢؛ صدر محمد باقر، المدرسة القرآنیة / ٣٧.
٢١. اجنتس جولد تسهیر، مذاهب التفسیر الاسلامى، ترجمه عبدالحلیم نجار (مصر، مکتبة خانجى، ١٣١٤ هـ) / ٤.
٢٢. رومى، فهد بن سلیمان، منهج المدرسة العقلیة الحدیثة (ط ٣، مؤسسة الرّسالة، ١٤٠٧) / ٢٢٢؛ دغامین، زیاد خلیل محمّد، منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم / ١٠٤.
٢٣. مکارم شیرازى، ناصر، پیام قرآن، ١/ ٣٢.
٢٤. طباطبایى، محمد حسین،المیزان فى تفسیر القرآن (مؤسسة مطبوعاتى اسماعیلیان) ١/ ٤٠.
٢٥. طباطبایى، محمد حسین، المیزان، ترجمه محمد باقر همدانى موسوى، (دفتر انتشارات اسلامى) ١٠/ ٢٠٣.
٢٦. رشید رضا، المنار (بیروت، دارالمعرفة) ١/ ٣٦.
٢٧. جوادى آملى، عبدالله، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ١/ ٤١.
٢٨. بوطى، محمد سعید رمضان، روائع القرآن (دمشق، مکتبة فارابى) / ١٦٥.
٢٩. رشید رضا، وحى محمدى، ترجمه محمد على خلیلى (تهران، بنیاد علوم اسلامى، ١٣٦١)؛ رشید رضا، المنار، ١١/ ٢٠٦ ـ ٢٩٣.
٣٠. مصباح یزدى، محمدتقى، معارف قرآن (قم، دفتر انتشارات اسلامى، ١٣٧٤) / ٥ ـ ٢٠.
٣١.مصطفى مسلم، مباحث فى التفسیر الموضوعى/ ٢٢.
٣٢. رشید رضا، المنار ٢٨٨ ـ ٢٨٩.
٣٣. سعید حوّى، الاساس فى التفسیر (مصر، دارالاسلام، ١٤١٢)/ ١.
٣٤. همان، ١/ ٦١.
٣٥. همان، ١١/ ٦٧٧٠.
٣٦. همان، ٢/ ٦٨٥.
٣٧. همان، ٣/ ١٢٩٥.
٣٨. همان، ٣/ ١٥٥٧.
٣٩. همان، ٤/ ٣٥١٨.
٤٠. همان، ٤/ ٢١٠١.
٤١. همان، ٥/ ٢٤١٣.
٤٢. همان، ٥/ ٢٥٢٥.
٤٣. همان، ٨/ ٤١٦٣.
٤٤. همان، ١١/ ٦٧٦٠.
٤٥. ایزوتسو در تعریف معنى شناسى مى نویسد:
(معنى شناسى بدان صورت که من آن را مى فهمم، تحقیق و مطالعه اى تحلیلى درباره کلمات کلیدى زبان است به منظور آن که سرانجام جهانبینى قومى شناخته شود که آن زبان را نه تنها همچون وسیله سخن گفتن و اندیشیدن بلکه مهمتر ازآن همچون وسیله اى براى تصور کردن و تفسیر کردن جهانى که آن قوم را احاطه کرده است، به کار مى برد.) توشیهیکو ایزوتسو، خدا و انســان در قرآن، ترجمه احمد آرام (شرکت سهامى انتشار، تهـران، ١٣٦١) /٤.
٤٦. همان / ٤.
٤٧، همان /٥.
٤٨. همان / ٥١ ـ ٥٢.
٤٩. دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم/ ٩٨.
٥٠. همان/ ٩٩.
٥١. همان/ ١٠٠.
٥٢. همان/ ١٠٢.
٥٣. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ١/ ١٦ و ١٥/ ٧٨.
٥٤. عبداللّه محمود شحاته، درآمدى بر تحقیق در اهداف، مقاصد سوره هاى قرآن، ترجمه محمدباقر حجتى (دفتر نشر فرهنگ اسلام، ١٣٦٩) / ٢٧.
٥٥. حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، ٢/ ٦٨٧.
٥٦. دراز، محمد عبداللّه، النبأ العظیم (کویت، دارالقلم) / ١٤٢.
٥٧. حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، ٢/ ٩٧٧ و ٩٨٠ و ١٢٧٠.
٥٨. التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم ـ تفسیر سوره نساء (مصر ، مکتبة وهب، ١٤٠٠) / ٣ و ١٠؛ سید قطب، فى ظلال القرآن (دار احیاء التراث العربى، بیروت، ١٣٩١ ) ٢/ ٢٠٥.
٥٩. دراز، محمد عبداللّه، النّبأ العظیم / ١٦٣.
٦٠. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ١/ ٤٣ و ٢/ ٤٤٠.
٦١. حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، ١/ ٦١ و ١/ ٦٧٣.
٦٢. منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم / ١٢٠.
٦٣. همان / ١١١.
٦٤. بوکاى، مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس دبیر / ٢٥٣ و ٢٦٩
٦٥. الصغیر، محمد حسین على، المستشرقون و الدراسات القرآنیة (مکتب الاعلام الاسلامى، ١٤١٣ هـ)/ ٧٢.
٦٦. بوکاى، مقایسه اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس دبیر (دفتر نشر فرهنگ اسلامى) / ٧٣.
٦٧. عدنان شریف، من علم الطب القرآنى (بیروت، دارالعلم للملایین) / ١٠.
٦٨. جوادى آملى، عبدالله، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ١/ ٧٣.
٦٩. شهید مطهرى، آشنایى با قرآن، ( صدرا، ١٣٧٢) ٤/ ١٩٧.
٧٠. عدنان شریف، من علم الطب القرآنى / ٢٤؛ جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن مجید.
٧١. قاسمى، جمال الدین، محاسن التأویل (دارالفکر، بیروت، ط ٢ ١٣٩٨) ١/ ٣٢٥
٧٢. سبحانى، جعفر، منشور جاوید قرآن (کتابخانه عمومى امام أمیرالمؤمنین، ١٣٦٠) ٣/٣٠٣؛ رومى، محمدبن عبدالرحمن، اتجاهات التفسیر فى القرن الرابع عشر، ٣/ ٨٩١؛ دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیة البحث فى التفسیر الموضوعى للقرآن الکریم / ٤٣.
٧٣. مصطفى مسلم، مباحث فى التفسیر الموضوعى / ٥٣.
٧٤. جوادى آملى، عبدالله، زن در آیینه جلال وجمال (مرکز نشر فرهنگى رجاء، ١٣٧١) / ٥١.
٧٥. عائشة، عبدالرحمن، التفسیر البیانى للقرآن الکریم (دار المعارف، مصر، ١٣٨٨) ١/٧.
٧٦. رومى، فهد بن سلیمان، منهج المدرسة العقلیة الحدیثة فى التّفسیر /٢٣١؛ التفسیر البیانى للقرآن الکریم، ١/ ٧.
٧٧. همان /٢٤٠.
٧٨. مکارم شیرازى، ناصر، پیام قرآن، ١/ ١٩.
٧٩. جوادى آملى، عبدالله، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ١/ ١٢٩.
٨٠. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن ١/ ٣ ـ ١٢ ، ١٢ / ١٩٠.
٨١. جوادى آملى، عبداللّه، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ١/ ٢٩.
٨٢. عدنان الشریف، من علم الطب القرآنى / ٢٤.
٨٣. طباطبایى، محمد حسین، المیزان، ٢/ ٣١٤.
٨٤. صدر، محمدباقر، المدرسة القرآنیة، ٢٥ و ٢٨.
٨٥. همان / ٢٢.
٨٦. همان / ٢٢ ـ ٢٤.
٨٧. جوادى آملى، عبداللّه، تفسیرموضوعى قرآن مجید، ١/ ٧٤.
٨٨. دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیّة البحث فى التفسیر الموضوعى / ٤٤.
٨٩. دراز، محمد عبداللّه، دستور الاخلاق فى القرآن / ١٧.
٩٠. دغامین، زیاد خلیل محمد، منهجیّة البحث فى التفسیر الموضوعى / ٤٤؛ حکیم، محمدباقر، علوم القرآن / ٨٣؛ صغیر، محمد حسین على، دراسات قرآنیة / ٣٦؛ دراز، محمد عبداللّه، دستور الاخلاق فى القرآن / ١٨.
٩١. جوادى آملى، عبداللّه، زن در آینه جلال و جمال / ٥٢.